سوالات ضمن خدمت شادب سازی مدرسه

سوالات آزمون ضمن خدمت اصول شاداب سازی مدرسه

سایت دبیران آنلاین تعداد 36 سوال واقعی برگزار شده سوالات آزمون ضمن خدمت اصول شاداب سازی مدارس را برای شما آماده ساخته است با مراجعه به سایت دبیران آنلاین سوالات آزمون ضمن خدمت اصول شاداب سازی مدرسه را دانلود نمائید .

 

 

دانلود محصول
دریافت فایل

سوالات ضمن خدمت اصول شاداب سازی مدارس

سایت دوره و شرکت در آزمون

http://ltms.medu.ir/

 

چند نمونه از سوالات ضمن خدمت شاداب سازی مدارس

این است که آفرینش گر، از الهام خدایی برخوردار است. این مفهوم عمدتاً بوسیلهی افالطون عنوان شد.

ب) آفرینش گری به عنوان دیوانگی: این دیدگاه خودجوشی و غیر عقالنی بودن ظاهر آفرینش گری را

نتیجهی جنون میداند

1-2 نظریههای جدید فلسفی

الف) آفرینش گری به عنوان نبوغ شهودی: در این دیدگاه آفرینش گری شکل سلیم و گسترش یافته از

شهود است. از آنجایی که شخص خالق مسائل را به گونهای شهودی درک میکند لذا قابل پیش بینی

نیست و نمیتوان فرآیند کار او را رسماً آموزش داد.

ب) آفرینش گری به عنوان نیروی حیاتی: براساس این دیدگاه، نیرویی در انسان پدیدار میشود که

آگاهانه آغازگر ابداع بوده و همان نیروی تخیل خالق است. این نیرو در نهایت، نشانگر فرآیند سازمان

دهندهای است که در کل زندگی وجود دارد.

ج) آفرینش گری به عنوان نیروی کیهانی: آفرینش گری انسان به عنوان تجلی نیروی خالق نهفته در

تمامی موجودات نیز تلقی شده است. آموزش، منعکس کنندهی فرآیند آفرینش گری در جهان است و

مهمترین آموزش آن است که صمیمانه به فرآیند خالق کیهانی پاسخ گوید. آموزگار میتواند از دو راه مهم

نیروی طبیعی آفرینش گری را تقویت کند یکی از این راهها، انتخاب روشها ومطالب صحیح تربیتی است

و راه دیگر برانگیختن شور و ذوق دانشآموز

-2 نظریههای علمی خالقیت(نظریه های روان شناختی)

الف)نظریهی روانکاوی: از دید روانکاوی خالقیت در نتیجهی تعارضی است که درذهن ناخودآگاه ایجاد

شده است. ذهن ناخودآگاه تالش می کند تا راهحلی برای این تعارض پیدا کند. اگر راهحل، با بخش آگاهی

یا«خود»، هماهنگی داشته باشد، میتواند راهحلی خالق آمیز باشد و در صورت ناهماهنگی منجر به

بیماری روانی میگردد.

ب) نظریه ی تداعی گری و رفتارگرایی: بر طبق تداعی گری، ارتباط دو ایده منجر به تفکر میگردد.

وقتی ایدهای در ذهن باشد، ایده مشابه آن نیز به دنبال آن خواهد آمد. لذا میتوان گفت خالقیتع هر چه

فعال نمودن تداعی ها و ارتباطات ذهنی است، تداعی های بیشتر منجر به خالقیت بیشتر میشود.

ج) نظریهی گشتالت و شناخت گرایی: بنیان تفکر خالق از دیدگاه گشتالتی ها و شناخت گرایان

مبتنی بر کل گرایی است که پدیدهها را بر پایهی ویژگیهای کلی آن تبیین میکند براساس این دیدگاه

خالقیت نوعی فرآیند حل مساله است و حل مساله وابسته به ادراک است بنابراین آن را با پدیدهای

شناختی دانست براساس نظریه گشتالت حل مساله از طریق آزمایش و خطا صورت نمیگیرد، بلکه مبتنی

بر بصیرت و بینش است.

بصیرت در درک و احساس و روابط موجود در کل موقعیت به صورت ناگهانی حاصل میشود.

د) نظریهی انسانگرایی: انسانگرایی از جمله مکاتبی است که به خالقیت توجه خاصی نموده است.

انسانگرایان خالقیت را تنها به امور خارق العاده نسبت نمیدهند و معتقدند همهی افراد میتوانند از قوای

خالق خویش بهره بگیرند آنها عقیده دارند که خالقیت نه تنها دستاوردها بلکه فعالیتها، فرآیندها و

نگرشها را نیز در بر میگیرد.

چنانچه راجرز، در تعریف خالقیت میگوید«:آفرینش گری(خالقیت) عبارت است از: تمایل به ابراز و

فعال کردن تمامی استعدادهای موجود زنده، به حدی که چنین فعالیتی، موجود زنده و یا خود را تعالی

بخشد»

فصل دوم: نوآوری

مقدمه: در جهان پر رقابت امروز، سازمانها باید خدمات تازه و تولیدات جدیدی عرضه نمایند، تا بتوانند

توفیق حاصل نمایند موفقیت سازمانها در دنیای امروزین در گرو نوآوری است.

تعریف نوآوری:

اساساً نو یا تازه عبارت است از چیز یا کسی که با اشیاء یا افراد موجود و شناخته شده تفاوت دارد بر

همین اساس نوآوری عبارت است از: فراهم آوردن چیزی که در مقایسه با ساختهای ذهنی حاصل از

عادت متفاوت باشد(گنجی، .)1331

نوآوری در مبنای خالقیت یعنی توانایی تولید آثار تازه، به کار بردن رفتارهای تازه و پیدا کردن راهحل

تازه برای یک مساله نوآوری را میتوان به دو صورت تعریف کرد.

الف)نوآوری به معنی خالقیت عینیت یافته:تولید ایده و نوآوری را تحقق بخشیدن به آن ایده میدانند،

در این حالت منظور از خالقیت، خالقیت ذهنی ومنظور از نوآوری خالقیت عینی میباشد.

ب)نوآوری به معنی فرآورده خالق: منظور از نوآوری، فرآورده یا محصول خالق است که در سازمان

تولید میشود

فرآیند نوآوری در سازمان

-1 نیاز : نیاز برای تغییر و نوآوری زمانی بوجود می آید که مدیرانی نسبت به عملکرد جاری سازمان

ناراضی باشند و در پی روشهای جدید برمیآیند.

-2 نظر یا ایده: راه جدیدی برای انجام کارهاست. این نظر میتواند به صورت الگو ، طرح یا برنامهای

باشد که به اجرا در میآید یا امکان دارد به صورت دستگاهی جدید، محصولی تازه یا روش جدید برای

نظارت بر امور یا شیوهی مدیریت بر سازمان باشد.

-3 پذیرفتن: مدیران یا تصمیم گیرندگان درصدد بر میایند نظر یا ایدهی پیشنهادی را به اجرا در

آورند.

-4 اجرا: اعضای سازمان به یک ایده، روش یا رفتار جدید جامعه ی عمل میپوشانند.

-5 منابع: نوآوری مست لزم صرف وقت و منابع است؛ هم برای ارائه ایده جدید و هم برای جامعه عمل

پوشانیدن به آن

ویژگیهای فرآیند نوآوری و شاداب سازی مدارس

-1 فرآیند نوآوری با عدم اطمینان(تردید) همراه است.

-2 فرآیند نوآوری مبتنی بر دانش افزایی و یادگیری است.

-3 فرآیند نوآوری در تقابل با برخی از کارهاست.

-4 فرآیند نوآوری از مرز بخشهای مختلف درون و برون سازمانی فراتر میرود.

منابع و فرصتهای نوآوری

نوآوری میتواند از منابع گوناگون سرچشمه بگیرد. فرصتهای نوآوری میتواند در داخل یک شرکت یا

صنعت و یا در خارج شرکت و در محیط اجتماعی باشد.

در داخل شرکت و یا صنعت، چهار حوزه فرصت وجود دارد:

-1 وقایع غیر منتظره: سادهترین و سهلترین منبع هستند.

-2 عدم تجانس یا هماهنگی در منطق یا آهنگ یک فرآیند.

-3 نیازهای نناشی از کار

-4 تغییرات در صنایع و بازار

فرصتهای خارجی و در محیط علمی و اجتماعی:

-1 تغییرات جمعیت شناختی: شرکتهای نوآور، تغییرات ویژگیهای جمعیت شناختی که در

برنامهریزی خود به حساب میآورند.

-2 تغییر در ادراک: مدیران به جای دیدن پیشرفتهای سازمان به کمبود ها و نارساییهای آن توجه

میکنند.

-3 دانش جدید: به طور مثال استفاده از کامپیوتر برای ایجاد نوآوری

مدلهای نوآوری سازمانی

-1 مدل فشار تکنولوژی: بیشتر بر اساس فلسفه «تولید گرایی» شکل گرفته است. بدین معنی که هر

چه تولید کنیم میتوانیم بفروشیم.

-2 مدل جذب بازار: براساس فلسفه بازار گرایی شکل گرفته است در این مدل ابتدا نیاز، شناخته

میشود و بعد از بازاریابی به طراحی و ساخت محصول توجه میشود.

-3 مدل یکپارچه: مدل جذب بازار و فشار تکنولوژی را با سایر امکانات و ظرفیتهای سازمان

یکپارچه و سازگار میکند.

تفاوت نوآوری، اختراع و تغییر

کنن بیان میکند که «: تغییر، ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد، اما نوآوری ایجاد

ایدههایی است که برای سازمان جدید است. از این رو تمام نوآوریها میتوانند منعکس کنندهی یک تغییر

باشند؛ در حالی که همهی تغییرها لزوماً نوآوری نیستند. تغییر نتیجهای از فرآیند خالقیت و نوآوری

است».

رابطهی خالقیت، نوآوری و تغییر

خالقیت اشاره به آوردن چیزی به مرحله وجود داشته و یا به عبارتی به معنای داللت بر پیدا کردن

چیزهای جدید است؛ هر چند که ممکن است به مرحله استفاده در نیاید. نوآوریع هر ایده جدیدی است

که دربرگیرنده توسعه یک محصول، خدمات یا فرآیند میگردد، که ممکن است نسبت به یک سازمان، یک

صنعت یا ملت و جهان باشد. این نوآوری ها به تغییر و انطباق بهتر سازمان یا ایدههای جدید منجر

میشود(خداداد حسینی، .)1333

تفاوت کشف، اختراع و نوآوری:

کشف، یعنی پیدا کردن چیزی که از قبل وجود دارد اما از وجود آن اطالعی درست نیست یا ناشناخته

است. اما اختراع کشف نیست زیرا چیزی که اختراع میشود هرگز وجود نداشته است. نوآوری یعنی

تکمیل یک اختراع، افزودن به آن یا استفاده ی جدید از آن. نوآوری همچنین میتواند گسترش یک

اختراع یا کاربرد آن در یک زمینهی کامالً متفاوت باشد.

نوآوری و بهرهوری

استفاده ی بهینه از امکانات و منابع بویژه استفادهی موثر و کارآمد از نیروی انسانی به همراه خالقیت و

نوآوری است که بهرهوری باالتر و بیشتر را فراهم میآورد. بهرهوری و خالقیت الزم و ملزوم یکدیگرند.

مدیریت نوآوری

مدیریت نوآوری یعنی فرآیند تصمیم گیری، اجرا و اشاعهی پروژهی نوآوری

الف)تصمیم گیری: سطح تصمیم گیری بیشتر با استراتژی های نوآوری در ارتباط است. استراتژیهای

نوآوری را میتوان در اصل به عنوان مجموعه پاسخ هایی در نظر گرفت که به پرسشهای چه موقع، چه

چیز، چگونه و با چه کسی به نوآوری پرداخت داده میشود.

ب)اجرا: اجرای نوآوری در سازمان با سازماندهی نوآوری در ارتباط است. سازماندهی نوآوری نیز به

متغیرهایی چون نحوه کنترل و تشویق نوآوری، انعطاف پذیری سازمان، ارتباط بین تحقیق و توسعه و

بازاریابی و متغیرهای اجرای پروژهی نوآویر اشاره دارد.

ج)اشاعه نوآوری: اشاعه فرآیندی است که به واسطه ی آن نوآوری به تدریج به اعضای سیستم

اجتماعی معرفی و ارائه میشود

استراتژیهای نوآوریStrategies) (Innovation

-1 استراتژی تهاجمی: افراد و سازمانهایی از این روش استفاده میکنند که عالقه مندند از طریق

نوآوری های انقالبی و ارائه کاالهای جدید قبل از رقبا که عمدتاً حاصل تالش واحدهای تحقیق و توسعه

بزرگ و مجهزات در بازار رقابت کنند.

-2 استراتژی رفاعی: فرد یا سازمانی که قصد دارد با استراتژی دفاعی نوآوری کند منتظر میماند تا

سازمانهای پیشروی بازار کاالهای خود را معرفی کنند و آنها پس از رفع اشکاالت، اشتباهات و نواقص آنها

کاالی خود را به بازار معرفی مینمایند.

-3 استراتژی وابسته: سازمانها محصوالت جدیدی نمیسازند؛ مگر بر حسب سفارش مشتری

-4 استراتژی تقلیدی: نوآوری دیگران را با قیمت ارزانتر تقلید و عرضه میکنند.

-5 استراتژی سنتی: مطلوب سازمانهایی است که عالقهای به تغییر و تحول ندارند، مگر جهت کاهش

هزینهها

-6 استراتژی فرصت گرایانه: در جست و جوی نیازهای بازار خاصی هستند که با حل آنها بتوانند

فرصتی را خلق کنند.

مدیریت استراتژیک نوآوری

در مدیریت استراتژیک، نوآوری نیازمند شناسایی عمده فرصتهای بدیعی است که فرآوری موسسه


تجاری
های
است. لذا یک انتخاب استراتژیک، وسیلهای است که از طریق آن، منابع نوآوری به واقعیت


رقابت در بازار و قابل بقا تبدیل میشود و در نهایت به بهرهوری باالتر و بیشتر موسسه منجر یمگردد

موفقیت استراتژیک نوآوری، به ابزاری که نوآوری را به انجام میرساند بستگی دارد، استراتژیها را افراد و

سازمانها به انجام میرسانند.

فصل سوم: افراد خالق و نوآور

مقدمه: سازمان به خودی خود خالق و نوآور نخواهد شد، مگر اینکه افراد خالق با خصوصیات و

ویژگیهای خاصی پیکرههای آن سازمان را تشکیل دهند.گمیل فورد)1553(معتقد است افراد خالق،

انعطاف پذیر هستند و در ارائه راه حل و اندیشه ی بکر و بدیع آمادگی بسیار دارند.

ساعتچی)1331( میگوید: «افراد خالق بیشتر بوسیلهی عالیق درونی خود نسبت به کارهای خالق

برانگیخته می شوند تا عوامل بیرونی نظیر شهرت، پول و تایید دیگران.

با بررسی و تحلیل ویژگیها و خصوصیات افراد خالق در متون علمی، میتوان این ویژگیها را تحت دو

عنوان کلی «ویژگیهای شخصیتی» و «ویژگیهای شناختی» (تواناییهای ذهنی) مورد بحث قرار داد.

-1 ویژگیهای شخصیتی

ویژگیهای شخصیتی شامل انگیزهها، عواطف، هیجانات، نگرشها، عالیق و عادات اجتماعی است.

مطالعات متعدد بارون و هارینگتون)1531( روی افراد خالق و خالقیت آنها مجموعهای از صفات اساسی را

بدست داد:

«افراد خالق برای زیبایی ارزش زیاد قائل هستند، عالیق گسترده دارند، به طرف پیچیدگیها جلب

می شند، انرژی زیادی دارند، مستقل از قضاوت دیگران عمل میکنند و خود پیرو هستند. تواناییهای

شهودی دارند، از اعتماد به نفس باال برخوردارند، توانایی حل یا ادغام خصوصیات متضاد را در شخصیت

خود دارند و راجع به خالقیت درک روشنی دارد(»شهرآرای، .)1334

به زغم کراس ویژگیهای شخصیتی که میتوانند بازدهی خالقیت را بیشتر کنند شامل خصوصیات زیر

میباشند:

«استقالل، کنجکاوی، تحمل ابهام، شجاعت فردی، لذت بردن از آزمایش، شوخ طبیعی، عالقه مندی به

تجربه و آزمایش، انعطاف، بصیرت، انگیزش، حساسیت، کنترل نفس، اعتماد بنفس، پشتکار، اظهار وجود،

احساس امنیت، رفتار نامتعارف،تحمل بی نظمی، میل به ریسک کردن، گرایش به کارهای پیچیده»

با عنایت به مطالعات انجام شده عمدهترین نشانهها شخصیتی افراد خالق را میتوان شامل موارد زیر

دانست:

پشتکار و جدیت، تحمل ابهام، بلند اندیشی، انعطاف پذیری، تعهد و نظم، انگیزش درونی، صراحت و

قاطعیت، عالیق گسترده، پیرو یا همنوا نبودن، سماجت در موضوعایت مورد عالقه، عالقه کم به روابط


رسمی، نیاز به استقالل، حساسیت نسبت به مسائل اجتماعی،
شخصیت غیر متعارف و غیر
اجتماعی،


حساسیت نسبت به نوآوری ها، شوخ طبیعی، متهور بودن، خودانضباطی، عدم خودخواهی، اعتماد به نفس، نوع دوستی، قضاوت مستقل، میل به ریسک، سالمت و روانی کالم، ثبات عاطفی، اهمیت به سرنوشت
دیگران، مورد سوال قراردادن نرمها و ایدههای موجود، قدرت تاثیرگذاری بر دیگران، عالقه مندی به آثار

هنری.

-2 توانایی های ذهنی

گیل مورد خالقیت را به تعدادی ذهنی که منجر به آثار خالق میشود، توصیف کرد. مهمترین این

ویژگیها تفکر وگرا است.

گیل مورد تفکر واگرا است را با چهار ویژگی انعطاف پذیری یا نرمش، اصالت، سیالی و ترکیب مشخص

کرد و برای هر یک از آنها آزمونی ساخته است. عمدهترین خصوصیات ذهنی افراد را میتوان به شرح زیر

دانست:

کنجاوی، توجه جدی به جزئیات، تمرکز حواس، انعطاف پذیری ذهنیع حافظهی خوب، تفکر شهودی،

آزاد اندیشی، ارائه ایدههای غیر واقعی، عالقه وافر به آزمایش، استقالل فکر و عمل، ارائه ایدههای زیاد،

دقت و حساسیت به مسائل، قدرت تخیل و تجسم، توانایی ترکیب، تصور ذهنی متنوع، بلند اندیشی،

پایداری در فعالیت ذهنی، تیزهوشی، روحیه انتقادی و درک صحیح و سریع روابط بین پدیدهها

در پایان الزم است به سه نکته توجه شود؛ نخست این که همهی خصوصیاتهای الزم برای افراد خالق

الزم نیست در یک فرد جمع باشد حتی ممکن است بعضی از افراد خالق برای از خصوصیات را نداشته

باشند دوم آنکه از آنجا که ابعاد رفتار انسان(شناختی، عاطفی، اجتماعی و )... در ارتباط یکدیگرند، لذا در

عمل نمی توان به راحتی مرز قابل مشخصی برای رفتار در نظر گرفت، و این تعبیر برای ابعاد رفتار خالق

نیز مصداق پیدا میکند. دیگر اینکه بیشتر ویژگیهای مربوط به خالقیت شخصیتی هستند و میتوان

گفت خالقیت به ویژگیهای شخصیت و به میزان کمتری به برخی ویژگیهای فکری که تا حدودی

سازگار و دراز مدت به نظر میرسند مربوط میشود(گاللگر، ترجمهی مهدی زاده و رضوانی، .)1331

فصل چهارم: سازمان خالق و نوآور

مقدمه: داشتن ویژگیهای خالق شرط الزم برای ایجاد خالقیت محسوب می شود ولی شرایط کافی

نیست. زیرا اگر زمینههای الزم برای ابزار آن مساعد نباشد این امر محقق نمیشود. یکی دیگر از عوامل

موثر در خالقیت و نوآوری، شرایط و عوامل سازمانی است به طور کلی سازمانهای خالق، دارای عناصر و

خصوصیات زیر هستند:

ویژگیهای سازمان خالق و نوآور

-1 ساختار خالق:

ساختار سازمانی راه و شیوهای است که بوسیله آن فعالیتهای سازمانی، تقسیم، سازماندهی و

هماهنگ میشوند. از ویژگیهای سازمان خالق، ساختار متغییر است. در شرایط نوآوری و خالقیت،

ساختارهای پویا و ارگانیکی موثرتر است.

زیرا در این نوع ساختار نظام کنترلی کمتر حاکم است و افراد آزادی عمل بیشتری دارند. ویژگی بعدی،

انعطاف پذیری واحدهای خالق در سازمان است که باید از یک ساختار ارگانیک برخوردار باشند در ساختار

سازمانی منعطف و تحول پذیر و قابل اطالعات به راحتی انجام میشود و افراد در فرآیند تصمیم سازی

مشارکت دارند.

-2 فرهنگ سازمانی خالق در شاداب سازی مدارس

فرهنگ سازمانی را میتوان مجموعهای از باورها و ارزشهای همگانی و مشترک که بر اندیشه و رفتار

اعضای یک سازمان، اثر میگذارد و باعث اتحاد و انفاق آنها میشود، تعریف کرد.

وقتی که سازمانی دارای فرهنگ قوی باشد؛ افراد را به سازمان و هدفهای آن به گونهای متمایل


از سازمان بدانند در فرهنگ قوی تأکید اصلی بر روحیهی کارآفرینی و
جزئی
میکند که آنها خود را


تقویت زمینههای مناسب، برای پرورش خالقیت و نوآوری است. سازمان های خالق از فرهنگ قوی و

تشویق کننده برخوردار هستند و از این رو رشد و توسعه خالقیت پیشگام هستند.

-3 محیط خالق

محیط نامطلوب برای ترغیب و پرورش خالقیت، محیطی است که کارکنان را از ریسک کردن باز

میدارد، فشارهای کاری را به گونههای مختلف بر کارشناس وارد میکند یکی از روشهای مهم متبلور

کردن خالقیت، بوجود آوردن فضای محرک، وبه طور کلی خالق است. و لذا مسووالن سازمان باید بطور


شنیدن اندیشههای بدیع و نوین را داشته باشند. از دیگر خصوصیات محیط خالق آن
آمادگی
مستمر،


است که افراد به یکدیگر و اطمینان دارند و می توانند خطرهای روانی را برای ابراز کردن احتیاجات و

ترسهای عمیق خود بپذیرند.

-4 افراد خالق

سازمانهای خالق و نوآور برای ادامه موجودیت و رشد خود بیش از پیش به خصوصیات جستجوگرانه

نیاز دارند تواناییهای خالق به از خودی خود در سازمان بوجود نخواهد آمد مگر اینکه افراد درون سازمان

از ویژگیهای خاص خود برخوردار باشند.

-5 گروه خالق

گروه خالق گروهی است که تمام اعضای آن بتواند با قشر یک مساعی موثر، برای دستیابی به

روشهای حل مسائل که مسئولیت آن را بر عهده گرفتهاند، کوشا باشند، عوامل مورد توجه در تشکیل

گروههای خالق عبارتند از:

شناسایی افراد خالق، ایجاد سازماندهی مناسب با توجه به روابط و رفتار سازمانی، توجه به ویژگی

سرپرستی و هدایت گروه چگونگی جمع آوری ایدههای نو، شناخت روشهای نو و خالق، توجه به

ویژگیهای فرهنگی، متقضیات و ظرفیتهای موجود جامعه

-6 رهبر سازمان خالق

رهبر خالق کسی است که بتواند در فرهنگ سازمان، تاثیر بگذارد و به عنوان طراح اجتماعی سازمان

خود، در خالقیت و نگهداری عوامل فرهنگی آن توانمند باشد.

وا رن بیسی، پس از بررسی های مستمر در مورد الگوهای رفتاری رهبران سازمانهای خالق، اعتقاد

دارند که چهار توانایی در رهبری میتواند سودمند باشد(شهرآرای و مدنی پور، .)1335

-1 مدیریت توجه: توانایی شکل دادن بینش جمعی و شامل بودن تمام کارکنان در این بینش.

-2 مدیریت معنی: توانایی بیان این بینش بطور محسوس، معنادار و با تاثیر احساس.

-3 مدیریت اعتماد: توانایی به دست آوردن و نگهداری اعتماد کارکنان.

-4 مدیریت خویشتن: آگاهی از تواناییها و خصوصیات ویژه خود و استفاده بهینه از آنها و حفظ

روحیه موفقیت و دوری از شکست نسب به خود.

-7 نظام ارتباطی مشارکت جویانه:

نظام ارتباطی مشارکت جویانه، برخالف نظام ارتباطی یک سویی یا سلسله مراتبی کالسیکع امکان

رشد خالقیت را بیشتر می کند. زیرا امکان مشارکت افراد برای درگیری با موقعیت و حل مساله را فراهم

مینماید و از این طریق موجب رشد قوای فکری و ذهنی آنان میشود.

-8 سبک مدیریت مناسب

مدیریت خالق نمیتواند در بند شیوههای سنتی و معمول باشد، بلکه سبکی را برای مدیریت بر

میگزیند که برای سازمان های خالق و نوآور مناسب باشد و در سازمان خالق روابط بین مدیران و

کارکنان مبتنی بر صمیمت، روشنی و تشریک مساعی است و این امر منجر به احساس امنیت و آرامش

خاطر در افراد میشود.

برخی دیگر از ویژگیهای سازمانهای خالق

رقابت کامل و فشرده، فرهنگ موثر و بالنده، دسترسی به مدیران، احترام به خود، ارائه خدمات مردمی،

روابط دائمی بلند مدت کارکنان باسازمان، استقبال مدیران از تغییر، انعطاف پذیری، کارگروهی، ساختار

 

17 Jun 2019